« ما، آدمیزاد .. | صفحه اصلی | بهشت »

Anybody Out there?

Just wondering if anyone is reading this ?!

نظرات (1)

Ebi:

من پرى كوچك غمگينى مى شناسم كه در اقيانوسى مسكن دارد و دلش در يك نى لبك چوبين مى نوازد آرام آرام، پرى كوچك غمگينى كه شب از يك بوسه مى ميرد و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد.
شيداى كوچك سلام،
من يك غريبه هستم كه آشنايان مشتركى با هم داريم مثل پدرت ومادرت كه دوستان دير يافته اند، شيوا وشيدا معصومى كه منو عمو صدا ميكنن و آشناهاى تازه يافته ام يعنى نوشته هاى تو.
٢-٣ روز با خودم جنگ داشتم كه بنويسم يا نه، ميبينى كه من جسور و بى مهابا به من محافظه كار و سنتى پيروز شده.
"نه خيلى اتفاقى" با وبلاگ شما آشنا شدم. من شما را نميشناسم حتى عكسى از شما نديدم ولى امروز حس غريبى دارم، انگار هميشه ميشناختمت يا اينكه سالها قبل دوستى داشتى گمش كردى و دوباره يافتى و اين همه تاثير اين نوشته هاى بسيار زيبا و صميميه.

شيداى .....
نميخواهم پرچونگى كنم قلمت را دوست دارم . دوست دارم درباره نوشته هات (قصه هاى كوچكت) بنويسم ولى نمي دونم پذيرفته ميشوم يا نه؟ شايد روزها و ماه ها به وبلاگت سرنزنى اما من هر هفته نگاهى خواهم كرد شايد كه ....
راستى زبان مادرى من فارسى نيست. ولى سالها پيش يه قصه به زبان فارسى نوشته بودم "جزيره خدا" حالا كه لحن شما را، صميميت شما را، توان ساده تر نوشتن شما را در بافت و ساختار قصه ميبينم با خود ميگويم كاش "جزيره خدا" را شيداى كوچك مينوشت.

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در 22 تیر 1394 9:08 صبح ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ ما، آدمیزاد .. بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ بهشت است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.