صفحه اصلی | نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی است... »

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد...

سلام خدا جون..
خوشم می آید، ان موقع ها که نمی بینمت می آئی جلو
چشمهایم  می ایستی....  و وقتی که مثل بچه ها ( مثل که نه، خب بچه ام ) خودم را می زنم به ندیدن
، دستم را می گیری...
پلک هایم ر ا هم که ببندم می آئی زیر پلک هام ...
و..... .و تنم
داغ می شود... گر
می گیرم...
و نهایتا به خودم می آیم و توی چشم هایم
اشک می نشیند... باران
می آید...
دلتنگی هایم را می شورد و می برد..


چگونه باید بگویم که دوستت دارم ؟ ( به قول شاعر چطوری بگم دوست دارم؟ )
اصلا چه لازم است که بگویم؟
همینکه بدانی
بزرگترین ( و یا شاید تنها ترین ) دلخوشی ام تو هستی، کافی نیست ؟

روز مادر است... من و 500 کیلومتر فاصله...
 
مادرم را ( لطفا ) ببوس ( می دانم که همیشه می بوسی، این دفعه از طرف من ) و در گوش اش بگو که دوستش دارم...

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مائيم كه پا جای پاي خود مي نهيم و
 غروب مي كنيم  هر پسين .
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟
اي راز ؛ اي رمز!!!
اي همه روزهاي عمر مرا
اولين  و  آخرين !!

نظرات (33)

reza:

جالب بود خیلی زیبا بود ممنون از متن قشنگت خیلی خوب بود مثل خودت .
منتظر مطالب بعدیت هم هستم منو بی خبر نذار بای

salam....khaili khob neveshteh bodi aamo tahte tasir gharar midad....manam be lakhare up kardam...khoshhal misham biyay

مامان منم ازم دوره:(
روز مامانت مبارك:*

سلاممم.....
خواهش میکنممم...عیبی نداریم ما ز یاران...................!
همینشم که میاین برامون افتخاریه...
منم نمیدونم راجعبه پستتون و مادر چی بگم....!
نمیدونمممم...!!!

... روزت مبارک

هلیا:

من این شعرگونه ها را دوست دارم!

amir:

che gapo gofte khalesi ba zate haghy

مت:

اصلا چه لازم است که بگویم؟


راستی 66 میلادی یا شمسی؟! :ی

مت:

اصلا چه لازم است که بگویم؟


راستی 66 میلادی یا شمسی؟! :ی

مت:

اصلا چه لازم است که بگویم؟


راستی 66 میلادی یا شمسی؟! :ی

مت:

اصلا چه لازم است که بگویم؟


راستی 66 میلادی یا شمسی؟! :ی

سلام
پستت رو خوندم، ساده بود و دلنشين!
با آرزوي سلامتي همه مامانها.

سلام.. مهم نيست.. شعر فوق العاده بود.

سلام.. مهم نيست.. شعر فوق العاده بود.

khaharat:

age bedooni maman che ghad delesh barat tang shodeee
chan rooz pish dastesh khord in "my music too task bar pak shod... gir dade bud k ino biar inja bezar.. manam balad naboodam harkari kardam nashod... migof zang bezan az yeki bepors ino chejuri biarm inja...
migoftam mamanjan bikhial khode sheida miad mizare... migof na.. biad bebine inja nist narahat mishe...
in ahangaie k to goosh midadi... yadete, dishab k paye internet boood ba sedaye boland dasht unaro gush midad.. maman k shode eine to : vaghti paye kamputeri...
to raftiiii.... mamano baba jaye toro poshte kamputer por kardan...
chan shab pish tange... har 10 ta jomle k gofte mishod yekish tooosh sheida boood... moeen mige: be sheida begin to tange 5 ta chipse felfeli khordim.. hatman miad...
maman dochare azabe vejdane.. mige chon 2 rooz khabaresho nagereftam.. narahat shode .. nemiad..
khoolaseeeeeeee


to nisti... va khoone....

خیلی خیلی قشنگ بود شیدای عزیز.
یه جورایی خیلی بامزه و فانتزی نوشته بودی.
خیلی خوشم اومد.
در ضمن ممنون از حضور سبزت.
روز زن رو هم به تو و هم به مادر خوبت تبریک میگم.

hadi:

سلام
نوشته هات خیلی ساده و قشنگن.یه آرامش خاصی توشون هست.
موفق باشی.
من آپ کردم

yale:

متن من خیلی عالی بود. یعنی جواب داد.
همین آخری رو می گم.
چون لج خوانندشو در آورد. (اگه به کتمنت ها نگاه کنی قبول می کنی)
این یعنی نوشتن. نه قربون هم رفتن و فاصله گرفتن از خواننده و ولش کردن به امان خدا و کاری به کارش نداشتن و فقط چشماشو دنبال کلمه ها کشوندن.
خب اینجور حرف زدن تو دوره ی ما یه لقب بیشتر نداره: تقلید
نمی دونم از چی تقلید کردم. اونم تقلید با عدم آگاهی.
لابد تو می دونی! به منم بگو.

متن من خیلی عالی بود. یعنی جواب داد.
همین آخری رو می گم.
چون لج خوانندشو در آورد. (اگه به کتمنت ها نگاه کنی قبول می کنی)
این یعنی نوشتن. نه قربون هم رفتن و فاصله گرفتن از خواننده و ولش کردن به امان خدا و کاری به کارش نداشتن و فقط چشماشو دنبال کلمه ها کشوندن.
خب اینجور حرف زدن تو دوره ی ما یه لقب بیشتر نداره: تقلید
نمی دونم از چی تقلید کردم. اونم تقلید با عدم آگاهی.
لابد تو می دونی! به منم بگو.

چه سوئ تفاهمی
من اصلا راجع به مطلب تو نظر ندادم که (آخه اصلا درست نخوندمش)
من راجع به نظر تو ، نظر دادم.
تو گفتی کار من تقلیده (یا شاید من اینطور برداشت کردم)
لج خواننده رو در آوردن و بهش توهین کردن از علایق منه. کاره هرکسی هم نیست.
ولی قبول دارم یه کم خودخواهم . و خوشحالم که اینطوریم.

سلام رفيق!
اول: عذر تأخير......
بعد: صدها كيلومتر، در مقياس رفتن ..... يعني يك لحظه..... بوسه هميشه مي‌رسد.... درست و به‌موقع! اين فاصله نيست..... يادت باشد! فاصله در مقياس رفتن، شكافي است بين دو لب تشنه براي بوسيدن!

اين فاصله ها فاصله به حساب نميان!!!

اين فاصله ها فاصله به حساب نميان!!!

مت:

باید کجا باشم؟!

مت:

باید کجا باشم؟!

مثلث:

سلام. اینجا جواب بدم یا میاین تو همون وبلاگ مثلث؟ ممنون که سر زدین.

گندم:

خدایا مامانشو بوس کن...
یه بوس گنده.....
چطوری شیدا؟
من همون گندمک 18 ساله ام....

خدایا .. خدای عزیزم .. دوری ها رو کمرنگ کن
روز مادر به همه مادرها مبارک

سلام شیدا جان خوبی؟ چه عجب یادی از ما کردی... راستش نمیدونم ایراد از کامپیوتر منه یا وبلاگ شما چون تقریبا نصف پست آخرت برام قابل مشاهده نیست.. زیادم در حدش زدن تخصص ندارم... اولا مطالب رو تو جفت وبلاگان میذاشتی.. این دفعه.... راستی من لینکمو هم ندیدم.. کجاست؟ من البته خیلی وقته به وبلاگت لینک دادم.. اینجا...
http://english82.blogfa.com/

لان که کامنتم رو فرستادم تونستم مطلبت رو کامل ببینم! شعرت فوق العاده بود!
مطمئن باش با این همه عشقی که به مامانت داری مامانت زبانه های آتش عشقت رو حتی از 5000 کیلومتری هم حس میکنه....

لزوماً لو نميره!

خیلی زیبا بود یعنی عالی بود......
کاش آدم ها می تونستن همین جوری که اینقدر راحت با خدا حرف می زنن با بندهاش هم همین قدر راحت باشن اصلا قصد مقایسه ندارم در کل می گم..

شیدا خانم من لینکتون رو اضافه کردم اگه خواستین شما هم منو اضافه کیند ممنون

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در 25 تیر 1385 4:53 صبح ارسال شده می باشد.

ارسال بعدی این وبلاگ نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی است... است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.