صفحه اصلی | مردادماه 1385 »

تیرماه 1385 آرشیو

25 تیر 1385

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد...

سلام خدا جون..
خوشم می آید، ان موقع ها که نمی بینمت می آئی جلو
چشمهایم  می ایستی....  و وقتی که مثل بچه ها ( مثل که نه، خب بچه ام ) خودم را می زنم به ندیدن
، دستم را می گیری...
پلک هایم ر ا هم که ببندم می آئی زیر پلک هام ...
و..... .و تنم
داغ می شود... گر
می گیرم...
و نهایتا به خودم می آیم و توی چشم هایم
اشک می نشیند... باران
می آید...
دلتنگی هایم را می شورد و می برد..


چگونه باید بگویم که دوستت دارم ؟ ( به قول شاعر چطوری بگم دوست دارم؟ )
اصلا چه لازم است که بگویم؟
همینکه بدانی
بزرگترین ( و یا شاید تنها ترین ) دلخوشی ام تو هستی، کافی نیست ؟

روز مادر است... من و 500 کیلومتر فاصله...
 
مادرم را ( لطفا ) ببوس ( می دانم که همیشه می بوسی، این دفعه از طرف من ) و در گوش اش بگو که دوستش دارم...

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مائيم كه پا جای پاي خود مي نهيم و
 غروب مي كنيم  هر پسين .
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟
اي راز ؛ اي رمز!!!
اي همه روزهاي عمر مرا
اولين  و  آخرين !!

درباره تیرماه 1385

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به شیدای کوچک در تیرماه 1385 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو بعدی مردادماه 1385 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.